رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ

رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ

رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ 2560 2560 ریحان ساین

رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ

روانشناسی محیط

رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ چیست؟

اﯾﻦ داﻧﺶ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺎﺧﻪ ای از رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ و زﯾﺮ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ای از علوم رفتاری ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﻧﺴﺎن در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﻧﺘﮕﺎه ﯾﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﮐﺎﻟﺒﺪي ﭘﯿﺮاﻣﻮﻧﺶ ﻣﯽ ﭘﺮدازد. در اﯾﻦ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﮔﺮدﯾﺪه ﮐﻪ از ﺗﻌﺎﻣﻞ دو ﺣﻮزه ﻋﻠﻮم رﻓﺘﺎری و ﻣﻌﻤﺎری، داﻧﺶ ﻣﯿﺎن رﺷﺘﻪ  «رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ» به تکوین رسیده است و ﻧﻈﺮﯾﻪ ﻫﺎی ﻃﺮاﺣﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎ و درك اﻧﺴﺎن از ﻣﺤﯿﻂ زﻧﺪﮔﯽ ﺗﺪوﯾﻦ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ، ﻟﺬا ﻣﯽ ﺗﻮان رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﻣﺤﯿﻄﯽ را ﻋﺮﺻﻪ ﻣﺸﺘﺮك ﻣﺤﯿﻂ و ﻋﻠﻮم رﻓﺘﺎري ﻗﻠﻤﺪاد ﮐﺮد.

رشته های علمی طراحی و معماری مانند طراحی شهری، طراحی داخلی، معماری منظر و … در کنار یکدیگر طراحی محیطی را بوجود می آورند. به عقیده بسیاری معماری تمامی محیط بیرونی زندگی انسان ها را در بر می گیرد. قلمرو یاد شده، امروزه در اختیار و کنترل معماران است و از شهرسازی گرفته تا معماری و طراحی صنعتی را شامل می شود.

روانشناسی محیط

تاریخچه روانشناسی محیطی

اولین کسانی که به پیشرفت روانشناسی محیط کمک کردند راجر پارکر و هربرت رایت هستند. این دو نفر اولین پروژه روانشناسی محیط را با هدف بررسی چگونگی تأثیر محیط‌های دنیای واقعی بر رفتار انسان در سال ۱۹۴۵ به عهده گرفتند. پارکر و رایت به منظور تکمیل پروژه خود شروع به انجام مطالعات گروهی در شهرها درباره تأثیر محیط بر رفتار انسان‌ها کردند.

روانشناسی محیط با ظهور نظریه‌های‌ گشتالت در دهه ۱۹۴۰ آغاز شد. در آن زمان روانشناسان گشتالت معتقد بودند كه انسان‌ها به طور ذاتی تمایل دارند تا به دنیای ادراكی خود به ساده‌ترین روش ممكن سازمان بخشند. طبق این نظریه می‌توانیم نتیجه بگیریم که انسان‌ها تمایل به جمع آوری و طبقه بندی چیزها بر اساس شباهتشان دارند. روانشناسی محیط در آغاز کار خود به روانشناسی اجتماعی متکی بود.

این نوع از روانشناسی رابطه نزدیک بین محیط فیزیکی و رفتارهای انسانی را که شامل پدیده‌های خارجی و حوادث ضمنی و باطنی است را می‌بیند و به طور کلی شامل تفکر استراتژیک ، تخیل، ادراک، احساسات، یادگیری، خلاقیت، تدبر و بسیاری از عوامل دیگر است. در واقع روانشناسی شهری را می‌توان کاتالیزوری برای ظهور روانشناسی محیط دانست.

روانشناسی محیط

ادراک محیطی

ادراک عبارت است از تجربه  حسی ما از دنیای پیرامون‌مان و مستلزم بازشناسی و شناخت محرک‌های محیطی و نیز اقدامات واکنشی به این محرک‌هاست. ما از طریق فرآیند ادراکی، درباره  عناصر محیطی که برای بقای ما جنبه حیاتی دارند اطلاعات به دست می‌آوریم. ادراک نه تنها تشکیل دهنده تجربه ما از دنیای پیرامونمان است بلکه به ما اجازه می‌دهد که درون محیط مان به فعالیت و عمل بپردازیم.

ادراک محیطی فرآیندی است که انسان داده ها و انگاشتهای ذهنی لازم را از محیط پیرامون دریافت می کند. همچنین ادراک را می توان فرآیندی هدفمند دانست که در طی آن فرد به دریافت ارسالات محیطی می پردازد و برآمده از فرهنگ و ارزشهای ساختاری حاکم بر جوامع بشری می باشد.

ﻣﮑﺎﺗﺐ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ و ﻣﺤﯿﻂ

رواشناسی عمقی، رفتارگرایی و گشتالت را می توان سه مکتب اساسی روانشناسی در زمینه محیط دانست.

زیگموند فروید

روانشناسی عمقی

نظر زیگموند فروید موسس مکتب روان شناسی عمقی یا روانکاوی، بر این است که، رفتار انسان تحت تاثیر غریزه های عشق و زندگی – مرگ و نیستی قرار می گیرد. امیال جنسی از « بن» یا « نهاد» سرچشمه می گیرند و زمانی که به « من» که در سطوح نیمه هوشیاری و هوشیار قرار دارد راه نیافته اند، به طور ناهوشیار باقی می مانند. « خود» یا « من» نمایانگر واقعیت های جهان خارج است. جهان خارج شامل ابعاد فیزیکی و اجتماعی است.

روانشناسی رفتار گرایی

این رویکرد نگاهی علمی و سیستمی به موضوعات رفتاری دارد که قابل اندازه گیری و مشاهده هستند. محیط به عنوان مجموعه ای از محرکها، در رابطه با پاسخ های ارایه شده از سوی ارگانیزم، مورد بررسی قرار می گیرند. در این مکتب رفتار را در قرارگاهی مصنوعی مورد مطالعه قرار می دهند و در طرحها اجزایی از محیط به عنوان محرک یا درونداد مورد استفاده قرار می گیرند و پاسخهایی را که به صورت برونداد دریافت می دارند، مورد سنجش قرار می دهند.

گشتالت

روانشناسی گشتالت

روانشناسی گشتالت مکتب یا نظریه ای است که پدیده روانشناختی را کلیتی تجزیه ناپذیر می داند. در این مکتب پدیده ها و رویداد های مرکب، از جمله رفتار را نمی توان به اجزاء ساده تجزیه نمود زیرا ترکیب و کل هر پدیده یعنی گشتالت آن با مجموع اجزاء آن تفاوت دارد. پژوهشگران مکتب گشتالت بیش از دیگر مکاتب به شرایط محیط توجه دارند آنها دریافتند که یک فرد علاوه بر اینکه ابتدا به کل موضوع توجه می کند، در ادامه اجزای تشکیل دهنده آن را درک و روابط موجود بین اجزاء را هم کشف می کند. گشتالت کلیتی مادی یا روانی است که اجزای آن به طور منفرد فاقد چنان مختصاتی هستند. روان شناسان گشتالت باور داشتند که انسان ها تمایلی ذاتی دارند تا دنیای خود را تا حد امکان ساده سازمان دهند.